به شدت عصبی شده ام ...من لطف می کنم و برای دوستم کاری را بدون چشم داشت انجام می دهم وحالا که اینکار در روند بورکراسی گیر کرده است. این دوست با لحنی کاسبکارانه مدام نتیجه را از من می پرسد و مرا در موضع دفاع از خودم قرار می دهد. گفته می شود که اگر اتفاقی مدام برای شما رخ دهد ایراد کار از شماست واین ماجرایی تکراری برای من است: من در دیگران توقعی ایجاد می کنم و انان طلبکار می شوند…
۳۱ مرداد ۱۳۸۶
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
۳ نظر:
من هم تجربه های این چنینی خیلی داشتم نمی دانم چرا باز تا درخواستی می شنوم همه چیز را فراموش می کنم...
براي انسانهاي طلبكار فقط و فقط بايد صداهاي مشكوك از مواضع مشكوك در زمانهاي مشكوك و بطور مشكوك متصاعد كرد
اصلا به دلت بد نيار و خودت باش چون حتي وقتي ميخواي ميوه بخري ممكنه از ده تا ميوه اي كه برميداري و نگاه ميكني يكيشو تو كيسه بندازي
chandbar ke porsid ye dafe javabi ke bayad behesh bedi bede...halesh ja miyad...az inke midooni behesh chi begi motmaenam...delnazok nabash...natijash benvis bekhandim...
ارسال یک نظر