۱۱ اسفند ۱۳۸۶

i q


بابا این جوک ها واقعا خاطره است
شوهر دوستم رفته بعد از سالها فرار از سربازی بالاخره مجبور شد بره سربازی... بعد از یکسال خدمت فهمیده اون واریسی که سالهاست آزارش می ده باعث می شه معافش کنن...حالا نمی دونه ذوق چند ماه باقی مانده را بکنه یا ک ون سوزیه این یکسال را
لازم به ذکر نیست که همسر دوستم ترک می باشند

۱ نظر:

ناشناس گفت...

نه! این خوب نبود

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...