۲۵ تیر ۱۳۹۲

و البته که خدا رحمان ورحیم است

آقا ما یه غلطی کردیم به مربی باشگاه گفتیم  یه تمرینهایی بده که بازوی ما را سفت کنه
حالا  ایشان چنان بلایی سر دست و بازوی ما آورده  است که هنگام تعویض لباس برای خروج از باشگاه
توان بستن دکمه شلوارجین را نداشته
و آن را به امید خدا بازگذاشته و به طرز مثبت اندیشی امیدواریم که تا رسیدن به خانه پایین نیفتد...

۲ نظر:

saeid گفت...

دو هفته اولش این طوریه. بعدعادی میشه

ناشناس گفت...

:)))))

از جلسه بعدی، بندک رکابی ببندین

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...