۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

مادر همان دختري كه مي خواست ازدواج كند تا خلاص شود

امروز در حال درس دادن نورپردازي حلقه اي اجازه دادم مادر يكي از هنرجوها وارد آتليه بشه و به عنوان مدل بشينه
و در پايان كلاس تنها كسي كه نورپردازي را ياد گرفته بود، همان مادر بود

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...