۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

اون وقت شما به چه اميدي مي آييد وبلاگ منو مي خونييد، خجالت نمي كشيد از خودتون

من اعتراف مي كنم كه از ساعت هشت صبح تا دو بعد از ظهر با كسر ساعات ناهار و چايي من در حال اتصال اينترنت آيپدم بودم و 
خدا به سر شاهده
گلاب به روتون
 روم به ديوار
،اصلا نمي تونم تو چشاتون نگاه كنم،
 چه جوري بگم
 كه آخر سر معلوم شد اينترنت وصل بوده 
 من بايد فقط شارژ مي خريدم

۳ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
شك نكنيد كه علت مراجعات متعددمان، مهربانيهاي فراوانتان در تقسيم لحظات شاد زندكيتان ميباشد.
دوستتان داريم و متشكريم

Gistela گفت...

ممنونم ناشناس عزيز

ناشناس گفت...

ma be shoma eftekhar mikonim gis tela joon

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...