پست‌ها

نمایش پست‌ها از January, 2016

اين خل هاي دوست داشتني

استاد من خيلي تلاش كردم ، نمره مو كم داديدددددمقاله ات تحليل نداشتاستاد كلي فيش برداري كردمممممممتازه جامعه آماريت هم ايراد داشتاستاد چند بار رفتم كتابخونه ملييييييبيشتر اصرار كني، نمره تو كم مي كنماستاد تازه گشت ارشاد هم بيرون كتابخونه منو گرفت و تا گيشا منو بردن خب؟ نمره اضافه كنيدبابت چي، گفتم كه جامعه آماري و تحليل هايت.. نه بابت گشت ارشاد

و آرزو دارم مثل فيبي، خودم باشم

تعطيلات خود را چگونه مي گذرانيد؟ صبحها ي زود ، خوشحال از اينكه مجبور نيستم صبح زود بيدار شوم، بيدار مي شوم و  در تخت مي مانم و وب گردي مي كنمماساژ مي روم، روغن هاي با بوي پرتقال و اسطوقدوس ، موزيك ملايمي كه صداي جريان آب در زير موسيقي شنيده مي شود، عطر عود و خانمي با دستاني مهربان و قوي كه تك تك عضلات منقبض را پيدا مي كند و تا ازادشان نكند، ول كن معامله نيستدر خيابان راه مي روم و هر رستوراني كه از فضايش خوشم بياييد و هر غذايي كه اسم  خوشمزه اي دارد را انتخاب  كرده و مي خورمعصرها با كافي شاپ ها  و گروه هاي مختلف دوستانم همين كار را انجام مي دهمآرايشگاه مي روم و مدل مو و ابرو را عوض مي كنم و سرو صورت را صفا مي دهم شبها فرندز را براي چندمين بار نگاه مي كنم و قاه قاه مي خندم  و به رها زنك مي زنم   تا صحنه مورد نظر را تعريف كنم و دو تايي دوباره اينقدر مي خنديم كه قضيه لوث شودتخمه، آجيل هندي، چيپس و ماست فلفلي و انواع دمنوش خريده و كنار ميزم را پر كردم و  در حين فيلم ديدن مي خورم  و تمامي اشغالهايش را در اطرافش ريخته ام و اصلا هم قصد تميز كردن خانه را ندارم تلفنهاي دانشجوياني كه دلشان تنگ ش…

نارسيسيم حاد، غيرقابل درمان

استاده هنوز در حال تدريس  روش تحقيق توصيفي است  و از روشها و رويكردهاي جديد هيچ اطلاعي ندارد ، علاوه بر آن كلاسهاي به شدت خسته كننده و فن بيان داغاني داردموقرمز در تلاش که شکایات دانشجوها را به گوشش برساند تا اندكي خودش را رشد دهد در جلسه بين  صحبتها به او می گوید که دانشجویان ناراضی هستند از دانشگاه، استادها، ، انتظاراتشون زیاده ، اونم متعجب كه چراموقرمز مي گه: خب مثلا وقتی بینامتنیت درس می دم اگه بپرسن گفتگومندی باختین چیه و من ندونم خیلی بده دیگه... استاده  با تاسف برای موقرمزسر تکان داده و مي گه: بله خیلی بده براتون

و جاده و برف و موسيقي درونم را هم تكثير مي كنم

ديشب تا دوازده  مهمان عزيزي داشتم، صبح ساعت چهار بيدار شدم و اژانس گرفتم و رفتم ترمينال ، پنج و نيم راه افتادم به سمت شمال و ظهر رسيدم اونجا براي جلسه دفاع دانشجو و بعد از جلسه  برگشتم ترمينال و  سوار شدم و عصر رسيدم تهران به رها  پيغام  دادم: رسيدم تهران، كجا بريم؟جواب مي ده:مي دوني  تو يه بيماري ، اما ژنتو بايد تكثير و تزريق كنن به دهه شصت و هفتاد تا بيماريت شيوع پيدا كنه

گفتگوي خواهرك و دوقل

بليط براي كي مي خواي بگيري؟ براي خودم و مامان بابا كجا مي خواي بريد؟خونه خاله گيس طلانه نه بليط نگير، اگه بگيري شما هم  مثل خاله گيس طلا ديگه بر نمي گرديد 

من دوستام برام دانلود مي كنن اما همش تو وب هست

اين ماهها چند تا سريال  پليسي، جنايي خوب ديدم كه معرفي مي كنم كه در اين شبهاي طولاني زمستان حالشو ببريد:Broadchurch داستاني  كه بر محور پيدا شد ن جسد پربچه اي در شهري ساحلي مي گذرد، با هنرپيشگاني نا آشنا و نا زيبا، شبيه ما ادمهاي معمولي با بازي هاي خوب و  داستان انساني و پر كشش،،،How ti get away with murder  داستان خانم  وكيل و استاد دانشگاه حقوق ، سياهپوست و چاقي و قدرتمندي  كه به دانشجويانش ياد مي دهد چطور موكل را از راههاي پر پيچ و خم قضايي نجات داد،با سه چهار تا دانشجو زبل كه دستيارش هستند،  زني كه در زندگي شخصي به شدت زنانه است و  كشف جسدي كه زندگي  او  و شاگردانش را زير و رو مي كندSecrets and lies داستان خانواده مرفه امريكايي در محله اي بيرون شهر كه كشته شدن پسر همسايه ، زندگي اين خانواده را زير و رو كرده و رازهاي انان و تمام همسايگان را بيرون مي ريزدRipper street داستاني مربوط به اوايل قرن بيستم  در امريكا كه در محلات فقيرنشين  مي گذرد و با قتل زني فاحشه آغاز مي شود كه شبهه بازگشت جك قصاب را ايجاد مي كند اما پليس جوان در مخالف با اين موضوع رازهاي فراواني را كشف مي كند

يعني شيوه برخوردش با مشكلات را عشق است

داش مي خوند: چه خوبه كه آدم يارش كنارش باشه، گوشي اش زنگ خورد و مخاطب خاصش اعتراف كرد كه ازدواج كرده و در شرف جدايي است،گوشي را قطع كرد و به خواندن ادامه داد فقط آهنگ را عوض كرد: حال منم خرابه، خرابه ، خرابه 

بابا من شلخته نيستم، من فقط به نظم اعتقادي ندارم

تو جاده بوديم و رها اصرار داشت كه كيفش را داده به من و من انكار، بعد از كلي جستجو، كيف يه جاي كاملا  امني و در وضعيت مرتبي  پيدا  شد و فورا رها و محدثه قبول كردند كه من كيفو اونجا نگذاشته بودم !!!

تصور قيافه من در هنگام بررسي اعتراض دانشجويان

نوشته عمل همورييد كرده نتونسته سر جلسه بشينهوامتحان من  اصلا  كتبي نبود

اون يكي هم حتما محض محكم كاريه ديگه

هر سال به دانشجوها مي گم به ازاي كاشت يك درخت ، يك نمره مي دم، به شرطي كه فيلم و عكس برام بفرستن كه كار خودشان بوده و ضمنا بايد در خيابان بكارند نه حياط خونشون و البته كه هيچوقت هيچكس همتي نكرد،،،
الان من با اين پسره كه فيلم كاشتن ٢١ درخت در نقاط مختلف شهر را برام فرستاده چه كار كنم  ؟!!! خوب امتحان نمي دادي اصلا اون يكي محض محكم كاريه يعني؟

درتي مايند كه مي گن، ،،،،ها همينه

-واي رها ، سيكاس كاشتم امروز-چي هست؟-يه گياه تزييتي ، باغچه اي ، شبيه يه نخل كوچولو - آهان ...اوممم...بيشتر شبيه فحش ناموسيه تا گياه،،،

يكي هم درو نگه داشته بود كه نگهبان، ناگهان نياد داخل

دانشجوها جشن آخر ترم گرفتن، يواشكي  نگهبان و مسئولين ، كيك و شمع آوردن تو كلاس و دو انگشتي دست مي زنن و عكس مي گيرن، حالا شمع ها نمي دونم چطوري بودن كه وقتي خاموششون كرديم( البته بعد از صدبار روشن كردن و فوت كردن) دود تمام اتاق را گرفت، يعني انگار گاز اشك اور زدن...حالا تصور كنيد استاد و دانشجو را كه روي صندلي رفتن و پنجره ها را باز كردن و با كاغذ و كتاب و كلاسور و شال و كلاه  مشغول باد زدن و  تهويه هوا هستند 

عمرا بذارم اين بامزه بيفته

امتحانم گويا سخت بوده و دانشجويانم مدام در گروه تلگرام كلاسشان پست مي گذارند كه :مي افتيم...تو رو خدا....وقت كم داشتيم....سخت بود، سطحش دكترا بود.... و ،،،،يكيشون نوشت : استاد من برخلاف بقیه اصلا استرس نداشتم ، وقتم زیاد آوردم، فقط بگید ترم بعد کجا این درس ارائه میشه برم مهمان شم،،

منم كه عاشق وسعت نظرش شدم

آقا  اون  پارچه ها گلداراتون، برا ی مبل هستن یا پرده؟مبل، پرده،  لباس عروس!!!!

اينقدر خنديدم كه راننده تاكسي عصباني شد

راننده تاكسي رفت تو خط ويژه اتوبوسها و باعث ترافيك شد، موتوري  كه در ترافيك گير كرده بود، خودشو رسوند كنار پنجره  و با  لهجه شيرينش به راننده تاكسي گفت: تو جات اينجاست؟ نه تو جات اينجاست؟بعد يك دفعه قاطي كرد و داد زد:تو جات تو جهنمه، جهنم 

ايرانيان غريب

طرف صداي زنگ گوشي اش نوحه اي بسيار سنتي بود، آن وقت در تمام مدت مسير گوشي از پشت هندزفري صداي موسيقي لس انجلسي با مضموني  بسيار داغ  شنيده مي شد