قدبلند و درشت هیکل است شبیه زنان فیلمفارسی؛ 34 ساله و پر عشوه
چند دوره زیبایی میکرودرم و لیزر را دیده و به صورت درصدی با یک مرکز لیزر کار می کند. ده درصد!
هر روز از کرج به تهران می آید. تمام روز بدون عینک
محافظ فلاش به پروپاچه مردم می زند وبه صورتهایشان ماسک و شبها به کرج بر
می گردد.
خواهر و برادرها همه ازدواج کرده اند. برای ازدواج آخرین
برادر 12 میلیون وام گرفت. چفدر دوندگی و دلبری کرد تا وام را گرفت برای
خودش گرفته بودم اما طاقت نیاورد و وام را داد به برادر که به قول خودش
نجات پیدا کند ازخانه
قبلا با یک نفر شریک شده بود در فروش پروژکتور. مرد
کلاهش را برداشت او هم مرد را به زندان انداخت اما همه سرمایه اش رفته
است.مرد هنوز زنگ می زندکه او رضایت دهد که آزاد شود.
مادرش زمین گیر است بو پولی برای گرفتن پرستار نیست .
صبحها مادر را پوشک می کند و شبها حمامش می برد. پدرش بازنشسته است با ماهی
380 هزار تومن حقوق
برادرش بزرگش معتاد است . برادر را به کمپ برده و در
آنجا خوابانده است .ماهی 250 تومن هزینه کمپ را می دهد تا زن برادر طلاق
نگیرد و از برادر زاده ها نگهداری کند
زمانی عاشق مردی بوده که دودرش کرده و هنوز به او فکر می کند
بعضی شبها که مشتری اش دیر آمده به خانه من می آید و صبح دوباره به مرکز لیزر می رود.
برنامه اپرا را دوست دارد ؛ آرزوهایش را می نویسد و زیر خاک چال می کند
و امیدوار است که خدا به قلب شکسته اش نگاه کند