صابخونه ام آیفونم را زد و گفت برام یه چیزی تو آسانسور گذاشته برم بردارم.
رفتم جلو آسانسور منتظر شدم تا بالا بیاد
در آسانسور را باز کردم دیدم توش
یه درختچه یاس سپید که پر از گله
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۳ نظر:
مگه الان هم یاسها گل میدن؟ من فکر میکردم که دیگه تو تابستون یاسها گل نمیدن، مخصوصن یاس سفید( دستکم یاسهایی که من دیدهام آخرینشون سه هفتهی پیش دیگه گلهاش پژمرده شد).
من عاشق یاسم، عاشق!
منم دلم از این درختچه های خوش بو خواست.
هوای خونه ات حسابی پر بوهاش میشه حالا.
khosh be haalet....man ham az in saheb khouneh ha amikhad....ba yek asansour ke bouy yas bedeh...
akhe ma injaa chand ghafteh ii hast ke yeki be asansour e ma ogh zadeh:((((
ارسال یک نظر